نسیم

الهی چنان کن سرانجام کار .............. تو خشنود باشی و ما رستگار

ای یگانه معبود!
ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢ 

 

الهی ای زیباترین سرود!
ای آسمانت، دروازه اجابت!
تو را می‏ستایم که تنها تو شایسته ستایشی .

دست‏هایم را به آسمان تو گره می‏زنم که زیر چتر مهربانی‏های تو، زندگی زیباست.

ای یگانه معبود!
خوشا زبانی که از عطر نام تو سرشار باشد!
خوشا دهانی که شکوفه‏های تلاوت نام تو در آن جاریست!
خوشا دستی که تا حریم ملکوت تو بلند می‏شود!
خوشا چشمی که از روزنه‏های سبز دعا، تو را جستجو کند!

ای مهربان بی‏همتا!
مباد که حادثه‏ها از تو دورم کند!
مباد که شانه‏هایم را به آسمان پاکت راهی نباشد!
مباد که تاریکی‏ها، چنگال بر قلبم بکشند و روشنایی را از قلبم بگیرند!

خدایا!
به حرمت دست‏هایی که تا دروازه‏های استغنای تو باز است،
به حرمت چشم‏هایی که از زلالِ آبشار دعا لبریز است،
به حرمت لحظه‏هایی که عطر بهشت را در سجاده‏ام پراکنده است،
به حرمت ثانیه‏هایی که به شوق تو می‏چرخند و برای رسیدن به وصال بی‏تابی می‏کنند
و به حرمت وسعت بال پرستوهایی که هفت شهر عشق را بال می‏سایند و در آسمان مهربانی‏هایت، حس آزادی را به بال‏هایشان می‏ریزند، مرا به خودت برسان!

الهی!
خوشم به آغازی که با تو بوده است

خوشا به پایانی که برای تو باشد!

 

 


کلمات کلیدی: یگانه معبود
 
خوشا...
ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٠ 

خوشا در دل سخن با مهربانان

خوشا در سر هوای مهر یاران

خوشا در چشم تو رنگ محبت

خوشا در سینه ات دنیای رحمت

خوشا آنان که با هم با وفایند

خوشا آنان که همزاد نگاه اند

خوشا لبهای شیرین تر ز شادی

خوشا قلب تو و لبخند ساقی

خوشا آنان که با عشق آشنایند

خوشا آنان که در قلب خدایند !

 


کلمات کلیدی: خدا
 
رحمت بهار
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٠ 

 

 نسیم آهسته و نرم از کنار برگهای کوچک و سبز عبور می کند , پلک باغ تکان می خورد و به روی خورشید صبحگاه لبخند می زند , خون تازه ای در رگهای چشمه جاری شده است .نغمه دسته جمعی پرندگان با بوی بهار در می آمیزد و به شکوه زندگی می افزاید. همه در اندیشه نو شدن و بهاری شدن لحظه شماری می کنند , همانگونه که خاک  تازه به جوانه های کوچک و سبز جا میدهد, اندیشه ها نیز پر از امید و آرزو می شود. ابرهای غم با وزش آرمانهای بزرگ جابجا شده و میروند و ناپدید می شوند . آنگاه نگاهمان پر از آسمان آبی آرامش می شود که دلهای بی قرار را به سوی خود می خواند . راستی چه رازی در باد و باران و هوای بهاری است که خمیازه ها را به نشاط و خواب ها را به بیداری تبدیل می کند ؟ خداوندا چتر بهار را بر همه زندگی مان بگشا و از رحمت واسعه بهارت ما را بی نصیب مگذار !

 

پی نوشت : چون در چند روز آینده حدود یکماه عازم سفر هستم لازم دانسته پیشاپیش سال نو را به همه دوستان عزیز تبریک گفته و آرزو دارم که زندگیتان همیشه بهاری و بهارتان همیشه پر از طراوت زندگی باشد .

 


کلمات کلیدی: بهار
 
پدر و مادر عزیزم !
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٤ 

 

در منظر نگاه ام , آبی ترین شمایید

از رنگهای هستی , عالی ترین شمایید

در قطره قطره اشک در گریه - خنده هایم

پیدا شبیه باران جاری ترین شمایید

پاییز بودم و برف , هم باد , هم زمستان

خورشیدوار اما ناجی ترین شمایید

در واژه واژه هایم ماضی و حال و فردا

در اوج نا امیدی حامی ترین شمایید

مثل ستاره... رویا... جنگل...

سپیده... صحرا...

پاکیزه تر ز دریا عاری ترین شمایید

من قطره قطره بودم من محو بارش خویش

و رد پای رفتن راهی ترین شمایید

من بی شما هیچم ای مهر آفرینان!

ای آنکه در کلام ام نامی ترین شمایید...

 

 


کلمات کلیدی: پدر ، مادر
 
خدا همه جا هست...
ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٧ 

آری خدا همه جا هست

در صدای دل انگیز باران , در حصار سینه عاشقان

در کویر آشنایی ها...

آه... چه زیباست به خدا سخن گفتن در دل رویایی شب

آزاد و رها مانند شبنم به پیشگاه خاطر گل بار یافتن...

پروردگارا! تو در همه جا خانه داری

در هر جا که زیبایی هست و مهربانی !

هر جا که دامنی از ستاره ها هست و صفایی که گرمی آفتاب را نشانه دارد

هر جا که وسعت فراوانی از گل های سرخ را در خود دارد

حتی در قلب من در این لحظه زیبا!

دوباره عاشقانه نامت را صدا می زنم ای مهربانترین مهربانان!

 


کلمات کلیدی: پروردگار ، مهربانی ، صفا
 
پیوستن قطره به دریا
ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٦ 

                      

صدای احساس , صدای بلند نفس کشیدن عشق است و زندگی , خاطره ساز روزهای دوست داشتنی دیروز و پلی برای فصلهای روشن فردا . دنیا قله خوشبختی است وقتی که آسمان سقف خانه دل می شود و چتر نور سهم دختر مهتاب .

دنیا آغاز پیوستن قطره به دریاست و تو دریایی باش که برای جاودانه شدن قصه زندگی یک ترانه شاد می خواهد .

 


کلمات کلیدی: احساس ، زندگی ، دریا ، ترانه
 
دوست دارم ...
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤ 

دوست دارم خانه ای بسازم با ستون و پایه عشق, با سقف هایی از عاطفه و محبت به رنگ اعتقاد و یکدلی با اتاق هایی پر از گلهای خنده و صفا و صمیمیت , با حیاطی پر از شکوفه های گذشت و با درهایی از دوستی و پلکانی از امید و پنجره ای که رو به محبت گشوده شود . 

شاید اینگونه به خدا نزدیکتر شوم !


کلمات کلیدی: خدا ، گذشت ، اعتقاد ، صمیمیت
 
زیبایی
ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٧ 

         

I dream of beauty that reanscends time

In a world that knows nothing else

Where all is clean and pure and good

And all mankind is willing to help one another

Where discovery is a way of life and there is not fear of failure

Where God is a very personal thing that is real to everyone

I dream of a time that has no pain

 And where there is no despair where love has a constant meaning

That keeps people together forever

I dream that all of this could someday be true

Johnnie Rosenauer

به آن زیبایی می اندیشم که زمان را به فراسو برد

به دنیایی که هیچ چیز دیگری نمی شناسد

جایی که همه چیز پاک است و ناب و نیکو

و انسانها آرزومند آن که یار یکدیگر باشند

جایی که کشف , خود راه و رسم زندگی است

و هراسی از شکست در دلها نیست

جایی که خدا در وجود یکایک ما حضور دارد

و برای همه حقیقت او آشکار است

به زمانی می اندیشم رها از رنج

و جایی که نومیدی به آن راه ندارد

جایی که عشق معنای پیوسته یافته است

تا انسانها را تا ابد به هم پیوند دهد

به آن می اندیشم که تمام این ها روزی حقیقت یابند

 

 

 

 


کلمات کلیدی: زیبایی ، دنیا ، خدا ، انسان